محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
149
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
است كه پاسخى سنجيده مىطلبد و رويدادى است كه انگيزهاى پسنديده مىخواهد ، و برماست كه اين پاسخ و انگيزه سنجيده و پسنديده را پىجويى كنيم . انگيزه و پاسخى كه به هيچ روى آن چيزى نيست كه در اسطورهها و افسانهها آمده كه اسرائيليان در ميان مردم مصر پخش كردند يا پيشگويان مصرى زنهار دادند كه به زودى پسرى از اسرائيليان زاده مىشود كه فرعون و حكومتش را نابود مىكند . « 1 » اسطورهها و افسانههايى كه همانند آنها دربارهء ابراهيم « 2 » و مسيح « 3 » و حتى زردشت نيز پيش روى ماست . « 4 » از اين روى ، راهى در پيش نداريم جز اين كه بپنداريم از اسرائيليانى كه همكارى در ساخت دو شهر فيتوم و رامسس را خوش نمىداشتهاند ، كارى سر زده است و چيزى ديده شده است كه ته ماندهء صبر فرعون را نيز بر باد داده و او را بدانچه كرد ، واداشته است ، اگرچه درست نمىدانيم آن چيز ، چه بوده است ، شايد خيانت ، و شايد آغازى براى سركشى و فتنهگرى و دست كم گونهاى جنگ روانى بوده است كه اسرائيليان مىخواستهاند بدان شيوه در همان حال و هنگامى كه نيروهاى مصرى در سرزمينهاى آسيايى درگير جنگ بودهاند ، به سود دشمنان ، ذهنيت عامهء مصريان و به ويژه مردم شرق دلتا را - كه پر از بيگانگان گونهگون بود - آشفته كنند و آنان را به گونهاى دلواپسى ، دلهره و نگرانى دچار سازند ، اگر نگوييم خود آشكارا با دشمنان آسيايى هم دست شده بودند . و دور نيست كه مصريان پس از بازگشت نيروهاشان از جنگ معروف قادش ، اين نيرنگ بازىهاى اسرائيليان را دريافته باشند و يا پس از بازگشت از جنگ بزرگى كه در آن ، رامسس دوم در هشتمين سال فرمانروايى خود توانست همهء دشمنان خود را ، هم آشوبگران آسيايى و هم درازدستان ، حتّى را به سختى سركوب كند . و ما همين گمانهء دوم را درستتر مىدانيم ، زيرا سالهاى ميانى جنگ قادش - كه در سال پنجم فرمانروايى رامسس دوم در سال 1285 پيش از ميلاد روى داد - و اين جنگى كه در سال هشتم فرمانروايى او در سال 1282 پيش از ميلاد درگرفت ، اين ويژگى را داشت كه در اين سه سال به تحريك حتيان و چه بسا با دسيسههاى اسرائيليان فتنه و آشوب و سركشى سراسر
--> ( 1 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 137 - 138 ؛ قصص الانبياء ، 2 / 4 - 5 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 386 - 388 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 33 ؛ مسعودى مروج الذهب ، 1 / 61 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، 1 / 234 - 236 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 1 / 94 - 95 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 148 ؛ ابو الفداء ، المختصر فى اخبار البشر ، 1 / 13 . ( 3 ) . انجيل متى ، 2 : 1 - 23 . ( 4 ) . على عبد الواحد وافى ، الاسفار المقدسة ، 129 - 130 .